سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

255

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

گفت : ( 1 ) اى پادشاه ما مردمى بوديم در جاهليّت به سر مىبرديم و بتها را مىپرستيديم و مردار مىخورديم و كارهاى زشت انجام مىداديم و قطع رحم مىكرديم و با همسايگان بدرفتارى مىنموديم و هر كه قدرتمند بود مال ناتوان را مىربود ، بر اين منوال بوديم تا اين كه خداوند پيامبرى امين بر ما فرستاد كه ما با خاندان وى و صداقت و امانت و پاكدامنى او آشنا بوديم ، پس ما را به خداى عزّ و جل دعوت كرد تا او را يگانه شمريم و بپرستيم و آن عادات ناپسندمان را از خود دور كنيم و نپرستيم ، آنچه را كه ما و پدرانمان غير از خدا از سنگ و مجسمه‌ها مىپرستيدند ، و ما را به راستگويى و امانتدارى و صلهء رحم و رفتار خوب با همسايگان و خوددارى از محرّمات و خون‌ريزى ، دستور داد و از كارهاى ناروا و سخن نادرست و خوردن مال يتيم و ارتكاب زناى محصنه منع كرد و به ما دستور داد كه خدا را بپرستيم و هيچ چيز را شريك او ندانيم و ما را به نماز و زكات و روزه ، فرمان داد ( 2 ) و ما نيز او را تصديق كرديم و به او ايمان آورديم و خداى يكتاى بىهمتا را پرستيديم و هيچ چيز را شريك او نمىدانيم و آنچه را خدا حرام كرده حرام مىدانيم و آنچه را كه حلال كرده ، حلال مىدانيم اين بود كه قبيلهء ما بر ما عداوت ورزيدند و ما را شكنجه كردند و نسبت به دين ما بد گفتند تا ما را دوباره به بت‌پرستى بازگردانند و آنچه را كه از پليديها حلال مىشمرديم دوباره روا بدانيم ، و چون بر ما خشم گرفتند و ستم روا داشتند و بر ما شقاوت ورزيدند و بين ما و آيين ما جدايى انداختند ( مانع انجام فرايض دينى ما شدند ) از اين رو به ديار شما آمديم و شما را بر ديگران ترجيح داديم و به جوار شما دل بسته‌ايم و اميدواريم اى پادشاه در نزد شما بر ما ظلم و ستمى نشود ! ( 3 ) نجاشى با شنيدن اين سخنان رو به جعفر كرد و گفت : آيا چيزى از آنچه پيامبر شما از طرف خدا آورده مىدانى ؟ جعفر گفت : آرى . نجاشى گفت : بخوان ! جعفر بخشى از آغاز سورهء كهيعص را قراءت كرد . به خدا سوگند كه نجاشى به قدرى گريست كه محاسنش تر شد و روحانيان مسيحى به قدرى گريه كردند كه كتابهايشان تر شد . ( 4 ) آنگاه نجاشى گفت : به خدا سوگند كه اين همان است كه عيسى ( ع ) آورده و اين دو نور از يك مشكات بيرون آمده‌اند . سپس به آن دو نفر گفت : برويد به خدا سوگند كه هرگز آنها را به شما تسليم نخواهم كرد . ( 5 ) ام سلمه مىگويد : وقتى كه مهاجران از نزد نجاشى بيرون شدند - يا ما از نزد او بيرون